تبليغاتX

کســـــــي که محـــــــبت دارد صبـــــــور است و مهربـــــــان. حـــــــسود نيســـــــت و به کسي رشک نمي برد. مـــــــغرور نيست و هيچگاه خودستايي نمي کند. به ديگران بــــــــــــــدي نميکند. خـــــــود خواه نيست و باعث رنـــــــجش کسی نمي شود. کسي که مــــــــــــــحبت دارد پـــــــرتوقع نيست و از ديگران انتظار بـــــــيجا ندارد. عصبـــــــي و زود رنـــــــج نيست و کـــــــيـــــــنه بدل نـــــــميگيرد. هرگز از بـــــــي انـــــــصافي و بـــــــي عدالتـــــــي خوشـــــــحال نــــــــــــــمي شود بلکه از پيروز شدن راستي شـــــــاد ميگردد. اگر کســـــــي را دوســـــــت بداريد به هر قيمتي که باشد به او وفادارميمانيد . هميشه سخنان او را باور ميکنيد. ســـــــعادت او را ميخواهيد و از او دفــــــــــــــاع ميکنيد


יפה -
שושנה

http://honeyjesus7.persiangig.com/image/000.jpg

مکاشفه

۵

طومار و بره

۱آنگاه در دست راست آن تخت‌نشین طوماری دیدم با نوشته‌هایی بر پشت و روی آن، و طومار به هفت مُهر مَمْهور بود.۲و فرشته‌ای نیرومند دیدم که به بانگ بلند ندا می‌داد: «کیست که سزاوار برداشتن مُهرها و گشودن طومار باشد؟»۳و هیچ‌کس، نه در آسمان، نه بر زمین، و نه در زیر زمین، توانِ آن نداشت که طومار را برگشاید یا حتی در آن نظر کند.۴من زارزار می‌گریستم زیرا هیچ‌کس یافت نشد که سزاوار گشودن طومار یا نظر کردن در آن باشد.۵آنگاه یکی از پیران به من گفت: «گریان مباش. اینک آن شیرِ قبیلۀ یهودا، آن ریشۀ داوود، غالب آمده است، تا طومار و هفت مُهر آن را بگشاید.»

۶آنگاه بره‌ای دیدم که گویی ذبح شده باشد، ایستاده در مرکز تخت و محصور میان آن چهار موجود زنده و پیران. هفت شاخ داشت و هفت چشم که هفت روحِ خدایند که به تمام زمین فرستاده شده‌اند.۷او پیش آمد و طومار را از دست راست آن تخت‌نشین گرفت.۸پس از آنکه طومار را گرفت، آن چهار موجود زنده و آن بیست و چهار پیر پیش پای بره بر خاک افتادند. آنها هر‌یک چنگی در دست داشتند و جامی زرّینْ آکنده از بخوری که همان دعاهای مقدّسان است.۹و سرودی تازه بدینسان می‌سرودند که:

«تو سزاوار گرفتن طوماری و سزاوار گشودن مُهرهای آن،

چرا‌که ذبح شدی، و با خون خود مردم را

از هر طایفه و زبان و قوم و ملت،

برای خدا خریدی؛

۱۰و از آنان حکومتی ساختی و کاهنانی که خدمتگزار خدای ما باشند

و اینان بر زمین سلطنت خواهند کرد.»

۱۱آنگاه نظر کردم و صدای خیل فرشتگان را شنیدم که گرداگرد آن تخت فراهم آمده بودند و گرداگرد آن موجودهای زنده و آن پیران. شمار آنها از هزاران‌هزار و کُرورها‌کُرور بیشتر بود.۱۲و با صدای بلند چنین می‌گفتند:

«آن برۀ ذبح شده

سزاوار قدرت و ثروت و حکمت و توانایی است،

و سزاوار حرمت و جلال و ستایش.»

۱۳سپس شنیدم هر مخلوقی که در آسمان و بر زمین و زیر زمین و در دریاست، با هرآنچه در آنهاست، چنین می‌سرودند که:

«ستایش و حرمت، و جلال و قدرت،

تا ابد از آنِ تخت‌نشین و بره باد.»

۱۴و آن چهار موجود زنده گفتند: «آمین»، و آن پیران بر زمین افتادند و نیایش کردند.

گروه بی‌شمار نجات‌یافتگان

۹پس از آن نظر کردم و اینک جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان پیش روی خود دیدم که هیچ‌کس آنان را نمی‌توانست شماره کند و همه پیش تخت و در پیشگاه بره ایستاده بودند. همگان ردای سفید بر‌تن داشتند و شاخۀ نخل به‌دست.۱۰آنان به بانگ بلند ندا دردادند که:

«نجات از آن خدای ماست،

که بر تخت نشسته؛

و از آنِ بره است.»

۱۱و همۀ فرشتگان، گرداگرد تخت و گرداگرد پیران و چهار موجود زنده ایستادند؛ و همه در پیشگاه تخت روی بر زمین نهادند و خدا را پرستش کرده،۱۲گفتند:

«آمین!

ستایش و جلال

و حکمت و سپاس و اکرام

و قدرت و توانایی

خدای ما را باد، تا ابد.

آمین!»

۱۳آنگاه یکی از آن پیران از من پرسید: «اینان که ردای سفید به‌تن دارند کیانند و از کجا آمده‌اند؟»۱۴جواب دادم: «این را تو می‌دانی، سرورم.» و او گفت: «اینان همان کسانند که از عذاب عظیم برگذشته‌اند و رداهای خود را در خون بره شسته‌اند و سفید کرده‌اند.۱۵هم از این‌روست که:

«اینان در پیشگاه تخت خدایند

و شبانه‌روز او را در معبدش خدمت می‌کنند؛

و آن تخت‌نشین، خیمۀ خود را بر آنان می‌گستراند.

۱۶و دیگر هرگز گرسنه نخواهند شد،

و هرگز تشنه نخواهند گردید،

و دیگر تابش خورشید به‌رویشان نخواهد بارید،

و نه تابش هیچ گرمای سوزان دیگر.

۱۷زیرا که بره از مرکز تختْ شبان آنان خواهد بود،

و آنان را به چشمه‌های آب حیات رهنمون خواهد شد.

و خدا هر قطره اشکی را از چشم آنان خواهد سترد.»


مسیح بره ای در دنیای بعدی...

همه ی مسیحیان می دانند که خداوند یگانه فرزندش را به این جهان فرستاد و با تقدیم خون خود گناه بشر و امت خود را خرید.

حال ابهامی برای عده ای شده که چرا ما به مسیح با نام بره ای در آخرت یاد م یکنیم.

همانطور که همیشه برای از بین بردن گناه... هدیه قربانی به هداوند تقدیم می کنیم... و ذبحی صورت می گیرد تا آن ذبح با خون خودش گناه را پاک کند.. مسیح ما هم به این دنیا آمد- بی گناه مصلوب شد - خون خود را برای نجات ما و بخشایش گناهان ما تقدیم کرد .

یعنی همان کاری که یک قربانی در مذبح انجام می دهد.

او خود را قربانی ما کرد. خود را فدای نجات بشر کرد. خون او ریخته شد تا گناه مارا پاک سازد.

او در دنیای بعدی به تمثیل بره ای خواهد بود......

 


 

۲و چیزی دیدم که به دریایی از شیشه می‌مانست که با آتش درآمیخته شده باشد، و در کنار دریا کسانی را ایستاده دیدم که بر آن وحش و بر تمثال او و بر عدد نام او پیروز شده بودند. اینان چنگهایی به‌دست داشتند که خدا به آنان داده بود.۳و سرود خادم خدا، موسی، را می‌خواندند و سرود آن بره را که:

«عظیم و حیرتزاست کارهای تو،

ای خداوندْ خدای قادر مطلق.

عدل و حق است راههای تو،

ای پادشاهِ همۀ اعصار.

۴کیست که از تو نترسد، ای خداوند،

و جلال نام تو را به آن ندهد؟

زیرا تو، و تنها تو، قدّوسی.

همۀ قومها خواهند آمد و در پیشگاه تو به پرستش خواهند ایستاد

زیرا که کارهای شریف تو اکنون آشکار شده است.»

 

+ نوشته شده در  Mon 10 Apr 2006ساعت 4 AM  توسط